ميدوني سردره مطب جراحي پلاستيك چي نوشته؟؟؟؟؟؟...... نوشته لولو تهويل ميگيريم هلو تحويل ميدهيم.
--------------------------
لرهاها میخواستند یک نفر رو اعدام کنند. بهش می گن: چون تو اینجا غریبه هستی و مهمان ما به حساب میای، ما بهت یک تخفیف میدیم، تو حق داری نوع مرگت رو انتخاب کنی. طرف هم اتاق گاز رو انتخاب میکنه. خلاصه میگیرند میبرنش تو یه اتاقی، طرف نگاه میکنه میبینه اتاقه سقف نداره! می زنه زیر خنده، میگه:هه هه... اتاق گاز لرها رو ببین!لرهامیگن موقعی که از اون بالا کپسولهای گاز رو انداختیم رو سرت اون موقع خنده یادت میره!!
--------------------------
لره پدرش دچار سوختگی شد و مجبور شد مغازه رو تعطیل کنه واز پدرش پرستاری کنه؛پشت در مغازه نوشت : به علت پدر سوختگی مغازه یک هفته تعطیل است!!!
--------------------------
لره میخواسته بره استادیوم تیم ایران رو تشویق کنه؛میره جلوی استادیوم؛به فروشنده ای که جلوی استادیوم بساط پهن کرده میگه:آقا یه پرچم ایران بدید؛فروشنده یه پرچم ایران بهش میده؛ترکه یه مقدار به پرچم نگاه میکنه؛ میگه:آقا ببخشید رنگ دیگشو نداری!!!
--------------------------
برچسب:
نویسنده: مهدی
تاريخ: شنبه
2 اسفند
1393 ساعت: 5:56